خوش آمديد!
01:44 پنج شنبه 4 اسفند ماه ، 1390
دسته بندی

     پنج طرح جامع  مرتبط به یکدیگر و  برخی از شرح توصیفی وآثار آنها خدمت شما ارسال  می گردد،  هرکدام از آن ها را با هر توضیح بیشتر و یا اضافاتی که مورد نظرتان است و یا این که نوع  مشکلات و موانع کارتا ن چیست، به طور روشن و دقیق آنها را  برای ما بفرستید تا اقدام شود.

      درمورد روش ما نسبت به علت ارائه طرح به سبک کتاب به آخر کتاب مراجعه کنید و از اظهار نظر خود در مورد حتی جزئیات این پنج طرح جداً دریغ نفرمایید که ما شدیداً به آن نیازمندیم ، جداً منتظرم، جواب سلام ما را بدهید و از الطاف خود ما را بهره مند سازید ، خدا نگهدارشما:

اول: طرح جامع آموزش صنایع دستی و صنایع کوچک

     بنیادی حرکت کردن  این است که از همان اول با ساز و کار اساسی  شروع شود و  بقول علی (ع) برای کارهای دنیا با چنان  بلندی نظری کار را شروع کنیم گو این که صدها سال زنده خواهیم  بود؛ رمز موفقیت بشر تنها در همین اندیشه خواهد بود و شکست وناکامیش نیز در کوته نظری و یک روزه بینی او خواهد بود ؛ و لذا برای آموزش باید جهان فکر کنیم تا به توانیم جهانی حرکت کنیم ، مگر قرآن و احادیث ما جواب گوی چنین خواسته و طرز تفکری  نیستند؟! ، هست ولی  دستمان را از دامن قرآن کوتاه کرده ایم  و برای ثواب تنها، از قرآن استفاده می کنیم ، خارجی ها  از آن در مادیات استفاده می کنند ولی ما...!؟، با کشف قوانین درنظام خلقت بر همان اساس شروع کردند که به اینجا رسیدند آن قوانین و محاسبات ریاضی را  از قرآن  وکتاب های بو علی سینا و جابر ابن حیان شا گرد امام صادق(ع) گرفتند، ولی ما...!؟

        در مورد آموزش، باید طوری شروع کنیم که حتی در هر خانواده حداقل یک مربی آموزش صنایع دستی ...،وجود داشته  باشد؛ مگر نمی شود؟ ، اگر همه مربی باشند مگرآسمان به زمین می آید ، و همه باید الزامًا درآموزش شرکت کنند حتی از کار افتاده ها...، و هرکس کوتاهی کند  باید از خیلی چیزها محروم شود!؟، در آمریکا دانشگاه آموزش میمونها وجود دارد!؟، ولی درایران ما که نه مغزمان ، نه قرآنمان ، نه اسلاممان ، نه منابعمان...،هیچ کدام کم ندارد، بلکه فکرمان بکارگرفته نشده،آموزش آن چنانی نداریم و در حالی که قرآن و اسلام ... ما بیش از آن است که اگر آنها را بکار گیریم  جهان در مقابل ما کرنش خواه کرد همان گونه که در مقابل حکومت 700 ساله مسلمین در اروپا کرنش کردند و همه چیز را از قرآن ما، از 500 رساله فیزیک جابر بن حیان شاگرد امام صادق (ع) ،و قانون بو علی سینا، گرفتند و امروز کشورهای اسلامی را دارند قلع و قمع می کنند و دست ما بسته است،و خودمان دست خود را بسته ایم.

کلیاتی از طرح آموزش

         یکی از مشکلات کشور مشکل آموزش می باشد، بیش از نود درصد کارگران ما که حتی بسیاری ازآنها درکارگاهای حساس فنی قرار دارند ازآموزش اولیه برخوردارنیستند و تاکنون مشکلات اقتصادی ... زیادی را برای صاحب کارخانجات ...، بجودآورده اند، لذا اگر برای صنایع دستی هم نباشد لازم است دولت آموزش عمومی را اجباری کند امروز یک چوپان بیابان گرد هم قهراً باچیز هایی سروکار دارد که ضروتاً باید آموزش دیده باشد تا لا اقل کار او برای خود و اطرافیانش مشکل آفرین نباشد ؛ بهر صورت به خاطر همین امرمهم وحیاتی است که در باره آموزش باید مطالبی را متذکر شویم.

         اول تشکیل مربی: مربیان ، باید طبق یک برنامه ریزی دقیق و تنها تحت یک محور و  براساس یک آئین نامه،و نوعی  روش  سازمان یافته  به چند گروه فنی...،  تقسیم شوند و تنها یک مسئول در رابطه با زیر جموعه های خود  هدایت اجرایی را بر عهده داشته باشد.

         دوم :شروع مرکز استانها : فعلاً باید از شهرهای مرکزی استانها  شروع کرد و فقط مربی تربیت نمود و همزمان در دیگر شهرهای استان شعبه  دایر شود و شعبه ها در بخشها و بخشها در روستاها شعبه دایر کنند، و با همین روش در تدارکات لازم، استان ها باید شهرها و شهرها بخشها و بخشها روستاها را تدارک و تغذیه کنند و مسؤولیت روستاها بر عهده بخشها و بخشها بر عهده شهرها و شهرها بر عهده محور مرکزی در استان ها باشد تا از تداخل کاری و دو باره کاریها ، کشور در امان  مانده و هر مسؤولی  از روند کار مورد توجه و یا ناکار آمد خود مطلع بوده و برهمان اساس موقیتش در مدیرت سازمان لحاظ گردد؛ خوب شد افتخار خود او باشدو اگر نه متوجه  خود او  باشد.عدم وجود  این روش که ریشه روایی دارد در کشور ما خیلی کم رنگ است و همین امر باعث شده با وجود منابع غنی فرهنگی نسبت به کشورها یی عقب مانده باشیم  و از سوی دیگر  مسؤولیت ها درست صورت نگیرد و درنتیجه دود آن به چشم مردم و به خصوص طبقه سه برود که اثرات آن را دیده و خواهیم دید.

        سوم : بومی بودن مربی: به خاطر جهات زیادی که چندان نیازی به توضیح ندارد ، همه مربیان ضرورت دارد ، بومی باشند. در یک بررسی گزینشی ، از هر روستا به مقدار نیاز( اگر دواطلب نشد اجباراً) نفرات بر گزیده شوند به  این شرط که مربی دایم در محل خود باشند،و آنگاه هر کدام از آنها در روستا  ازهرخانواده یک نفر را آموزش بدهند و اگر داوطلب نشد الزاما؛ این کار باید صورت به گیرد چون مصالح هر فردی به مصالح اهل خانواده و مصالح هرخانوده با مصالح جامعه گره خورده است و مصالح جامعه مصلحت نظام حکومتی و دولت است که به خود مردم باز می گردد .

         بهر صور ت آموزش  چه داو طلب و چه اجباری باشد  ممکن است ، نهایت کار چند سال طول  بکشد ، بنا براین علاوه براین که آموزگاران ضررتًا باید بومی و در دوازده ماه آنجا ساکن بوده باشند لازم است از کسانی باشندکه  درد مردم را دیده و چشده باشند، نه اینکه با یک ماشین ... و یک تلفن همراه بیایند و چند ساعت چیزهایی بگویند و حالا که هوا بارانی است کلاس را کوتاه کنند، پاسخ به سؤالات هم بماند برای  روز دیگر، و ماشین را سوار شده و  بروند...!؟

        چهارم : آموزش کاربدی : آموزش ازهمان اول باید هم زمان کار بردی شود و لذا نباید در تئوری خلاصه و بایگانی  شود؛  ایران را نمی دانم درچه حد آموزش کاربردی صورت می گیرد  ولی می دانم در کشور هایی بطور فرا گیر و همگانی این طور است . این روش خود دارای محسنات زیادی است که یک مورد آن ایجاد انگیزه برای یادگیری است،چون فرد اثرات وجودی و محصول خلاقیت خود را مشاهد می کند و نیجه آموزش را با همه وجود دارد لمس می کند،  در وجود خود احساس لذت می کند و لذا باعث خود جوشی و عشق و اعتما به نفس و علاقه  به کار و تلاش می گردد .

 و لذا به جهت اهمیت امر،  خود مربی هم  باید هر چرا آموزش می دهد باید  قادر باشد آنرا  عملاً اجرا نموده و حتی خود مربیان هم لزوماً باید تولیدکننده و هم مربی و آموزگار باشند ، این هم محسنات و دلایلی دارد که می رساند باید الزامی باشد که اولین نیجه آن شامل حال خود مربی می شود و این که چون خود تولید کننده است؛ به خاطر جهاتی درآموزش سعی می کند، تولد کنند ه تحویل  دهد نه آموزش مدرکی !؟ که هنوزهم  در کشور ما پر رنگی وکم رنگ آن دیده می شود !؟.

          پنجم:اساس نامه : هر واحد و هر گروه و کلاً هر مجموعه و زیر مجموعه هایی باید اساسنامه و آئین نامه داخلی داشته باشند و دقیقاً طبق آن عمل کنند و مسؤولیت در اجرا، با سر گروه و مسؤولیت اصول کلی و مدیریت تشکیلات با مسؤول مافوق گروها و مسؤولیت نظارت بر قوانین وقانون گذاری ودیگر امور  ارتباطات  مثلا با فلان وزارت خانه...، یا مدیر کلی (که در مرکز هر استان قرار دارد)،  باشد.

          ششم : استخدام مربی: همه آموزشیاران پس از بدست آوردن مدرک قابل قبول برای مربی گری، درمحل خود باید به استخدام دولت درآیند به این شرط که خود یکی از تولید کنندگان بالفعل و در سود و زیان با خود واحد تولیدی ضرورتاً باید  شتریک باشند. در کارگاه باید بگونه ای برنامه ریزی شود که حقوق بگیر محض و صندلی نشین تمام وقت اصلاً وجود نداشته باشد، حتی خود مسؤولان و مدیران کل به نوعی و متناسب باشأن خودشان  باید تولیدکننده باشند ولو در هفته یک روز و حد اقل در روز یک ساعت و حتی به کمک یک مولد دایم کار، مبادرت کنند .بدون اطلاع نمی گویم همین میز نشینی و تکیه دادن برآ ن صندلی های نرم آنچانی ما را از درد و رنج مردم به خصوص طبقه سه و بیکار کاملاً بی اطلا ع کرده است که...؛ و دستمان دور از آتش است که خوب است در نقاط محروم بروید تا بدانید چه می گویم!؟، به خصوص اگر آنرا باوضع صندلی نشینانی آنچنانی مقایسه کنید!؟. اصلاً باید درمتن کار باشیم تا به توانیم کارکنان را خوب شناخته و ازخیلی چیز ها که از ضروریا ت مدیرموفق است،  با اطلاع باشیم چون اگر درحاشیه باشیم حتی با مشکلا تی شخصی رو برو خواهیم شد

        هفتم شعبات آموز ش: مرکز، که شهرهای استان باشند، و شعبات شهرها که بخشها باشند، و شعبات بخشها ، که روستاها باشند، و شعبات روستاها،که آموزگاران در خانواده ها و روستا باشند؛ حداقل درهر شش ماهی یکبار برای تبادل تجربیات ، طرح پیشنهادات، عنوان موانع ومشکلات ، ارائه راه کارهای جدید و نو...، بدون توجه به تشریفات دست و  پاگیر ،گرد آمده و  نتایج را به مرکز ارسال کنند و  عملکرد شعبات از نظر امتیاز کد بندی شود، برای گزینش گروه ها و  افراد نمونه و اعطای جوایز قابل اهمیت و ماندگار.

          هشتم اهمیت بیلان کار:  همه گروه ها الزاماً باید بیلان کار کامل داده و رسانه های جمعی آنرا به اطلاع عموم رسانده و بعد بایگانی گردد؛  ارائه بیلان کار یکی دیگر از مشکلات حکومت اسلامی است که مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای ، در یکی از بیانات خود به آن اشاره داشت و فرمودند سال 83 سال پاسخگوی سه قوه به مردم است. در واقع هر سال مسؤولان باید مردم را در جریان قرار داده و با عملکرد خود آنان را امیدوار ساخته و نسبت به خود اعتما دشان را قوی و عاری از دغدغه سازند. در روش ارشادی و تربتی گفته می شود، تاکسی مربی و ارشاد گر را دوست نداشته باشد به حرف اوگوش نمی دهد ، گوش بدهد عمل نمی کند و اگر عمل کند قلبًا و با علاق نیست وچون باعلاقه نیست خراب می کند...!؟ ، مهم ترین روش دوست یابی این است که کاری کنیم که دیگران از گفتار و رفتار ما خوششان بیاید ؛ عاشق چرا برای دستور معشوق حاضر است حتی جان به دهد؟!، چون از وجود او لذت می برد و این مهم ترین رمز موفقیت یک رهبر و هر مسؤول و حتی یک آموز گار می باشد

          نهم: آموزش وخانم ها : بخش خواهران باید به آموزش خواهران اهمیت بیشتری  بدهد  چون مادرانی که روحاً با صنایعه دستی...، وآگاهی های تولیداتی آشنا هستند، قهراً فرزندان آنها همانطور شکل خواهند گرفت و تربیت می شوند و این یکی از راه های نهادینه کردن آموزش است تا این که بیک فرهنگ عمومی تبدیل شده و از نظر عملی سر از وراثت و ژنتیک درآورده و به نسلهای آینده منتقل گردد.

       خیلی چیزها را اگر بخواهیم به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده و ماندگار شود، باید از خانواده ها شروع کرد، و راهی جز این نیست که آن را وارد مدار زندگی و خانواده ها کنم.  ساختن جامعه بدون ساختن خانواده محال است و تمام مفاسد، قانون شکنی ها ، کم کاری ها ، مشکلات اداری ، تولیدی ...، ریشه در خانواده دارد. شما با بردن آموزش صنایع دستی و هرکار دیگر از این  راه  می توانید ، همه چیز را وارد خانواده ها کنید وآن گاه خواهید دید  چگونه مفاسد ...، فروکش خواهد کردکه  دیگر نیازی به این قبیل بگیر و ببند ها و حتی گرایش به مواد مخدر  وسی دی ...،وجود نداشته باشد و همین خود به یک طرح جامع نیاز دارد.

      دهم: مدارس بستر دیگر: بعد از خانواده برای نهادینه کردن آموزش صنایع دستی و مانند آن باید از مدارس شروع کرد، همه آنچه باید درکشور تولید شود، آموزش اولیه آن  بنوعی در مدارس اجرا شود. دوران شکل گیر ی انسا ن ازجنین تا پایان پانزده سالگی است در این مدت از درون خانواده تا مدارس ابتدایی هرکاری بکنیم کرده ایم و بعد آ ن همان ا ست که خیلی چیزها را به چالش کشیده و به معضل لا ینحل تبدیل نموده است؛.

         یازدهم: نظر خواهی مردمی: درست است که کار سازمان کاری دولتی است ولی اگر بخواهیم  موفق باشیم  و مردم آن را از خود دانسته وحمایت کنند،  از ضروریات کشور خواهد بود که در هر تصمیم  گیری باید از مردم عملاً نظر خواهی شود و برای جر ای هر طرحی اول با اعلام نمودن ، و با انتشار جزوات و فرمها نظریات مردم را گرفت و آنگاه طرح را تدوین نمود ؛ مردم سالاری یعنی این و نه تنها گفتن ؛ اینهم یکی از مشکلات حتی آموزش و پرورش است که کتاب های درسی را پشت درهای بسته می نویسند و خوب باشد یا بد کسی حق حرف زدن ندارد چون آقای دکتر فلان و فلان آن را نوشته اند؛

        دوازدهم: آموزش ومبتلا به ها: آموزش  از همان اول باید روی دو محور کلی متمرکز باشد ، اول صنایع دستی و دوم صنایع کوچک است که عمده تولیدات آن از لوازم مبتلا به و نیاز روز مردم باشد؛  وقتی مردم ببینند جنس مورد نیازشان از جایی مطمئن واز جایی بدست  می آید که مشکل و خرج رفت و برگشت به شهررا کم می کند اصلاً خودشان هم علاقه پیدا می کنند تولید کنند، آنگاه این تولید دریک رقابت تنگا تنگ و به صورت یک فرهنگ عمومی در آمده ودر نسل بعد از نسل علی رغم هر حادثه تاریخی ادامه خواهد  یافت چون از منظر جامعه شناسی درروح وروان وجسم و جان مردم راه یافته و به یک عادت ماندگار تبدیل شده است؛ همان طورکه عزا داری ماه محرم این گونه است.

      سیزدهم، کیفت تولید: چیزهای صادراتی باید با کیفیت بالا تولید و با استاندارد  مورد قبول صادر شود که در خصوص جهانی شدن این نوع تولیادات برای تقاضا ایجاد انگیزه نموده و در واقع بازار یابی شود، جنس مرغوب خود بهترین و مؤثر ترین عامل بازار یابی و جذب تقاضا است .

        چهارد هم: سادگی آموزش: این هم یکی از نتایج تحقات ماست که اکثر آموزش ها متناسب بافهم  نوع افراد نیست و به همین جهت انگیز ه برای  آموختن را ازبین می برد و همین امر مشکلاتی را ایجاد می نماید ؛  لذا ضرورت دارد آموزش در سطحی خیلی ساده تدریس شده و به صورت کتاب درسی هم  چاپ و در اختیار همه قرار گیرد و بگونه ای تدوین شود،که از آیات و احادیث کمک گرفته شود که حتی قرآن و احادیث را در بعد آموزش، ارزشها ی تولیدات از نظر اسلام و خلاصه این که همه چیز رنگ و بوی اسلامی داشته باشد آموزش داده و نهادینه کنیم، و نیز بیان ارزش کارهای هنری... از نظر قرآن و تأثیر و آثار مثبت آموزش و خود اشتغالی در مسائل اخلاقی، اجتماعی، و سلامت جسم و روان ،و اینکه اشتغال جگونه از مفاسد اجتماعی جلوگیری  می کند باز گو و تفهیم شود ؛ چون یکی از موارد شرح توصیفی این طرح این است که با توسعه صنایع دستی و خود اشتغالی  همه مفاسد فردی و اجتماعی بطور کلی فروکش خواهد کرد شما اگر از روستاها، شهرها وحتی کشور هایی که بیکار کمتر دارند از مفاسد اخلاقی... آمار گیری  و با روستاها و شهرهایی که بیکار زیاد دارند مقایسه کنید خواهید دید تنها با همین اشتغال فراگیر چگونه می شود ریشه مفاسد و گرایش به مواد مخدر را بر کند که دیگر لازم نباشد35000 از نیروی انتظامی شهید بدهیم و میلیونها هم معتاد داشته باشیم که نا امنیتی های نوامیسی از ناحیه همین هاست و بس؛ در یکی از ایالتهای آمریکا بدستور فرماندار آن ایالت پس از آموزش صنایع دستی و تهیه امکانات بافتنی برای زنان بعد از مدتی همه قمار بازی را بطور کلی کنار گذاشتند که مفصل آن دریکی ازکتابهای آیت الله شهید مرتضی مطهری آمده است؛  و این یک واقعیت انسانی شناسی است که ریشه در قرآن دارد.

پازدهم:مکان آموزش موقت:  در جاهایی که برای آموزش ، مراکز دولتی وجود ندارد ، نباید فورًا اقدام به ساخت بنا و سرمایه گذاری کرد بلکه بگونه ای از مساجد و یا خانه هایی را مورد استفاده قرار داد تا زمانی که تولیدات بحدی رسیده ، و زمینه توجه عمومی راآماده و کار مراحله اولیه خود را گذرانده وآزمایش شده باشد وآنگاه متناسب با شرایطی که روند کار نشان می دهد ، بتدریج وارد ساخت مکانی چند منظوره شد که اگر روزی هم مثلاً آموزش نبود برای هر استفاده دیگر قابل برداشت باشد از باب نمونه در قسمتی از آبادی ساخته شود که هم آموزشگاه باشد و هم محل تولید و هم محل فروش کالا.

        یک چنین محلی خیلی از کارها را برای خریداران ، باز دید کنندگان ، خود تولید کنندگان و این که شب ها با یک نگهبان می تواند محفوظ بماند، و کلاً چنین بازارچه ای به روستا بافت شهری داده و بر جاذبه آن می افزاید و جهت تبادل اجناس و ابزار میان تولید کنندگان رضایت بخش و سود آور تر خواهد بود و  همین وضع سبب می شود مواد اولیه خیلی ارزان تر و یکجا...، بدست تولید کنندگان برسد چیزی که فعلاً جای آن به طور کلی خالی است و همین یکی از مشکلات بسیار بزرگ تولید کننده گان  و گران تمام شدن تولیدات آنهاست.

 صنایع دستی...، و قرآن

        سال 1383 درآموزش و پروش قم در مورد طرح جامعی که در این رابطه داشتم حدود ربع ساعت برای کارشناسان مربوط صحبت کردم  و حدود نیم ساعت به سؤالات آنان پاسخ دادم .  در پایان یکی ازآ نها پرسید. از چه منابعی استفاده می کنید ؟، وقتی گفتم از قرآن همه متعجبانه سکوت کردند و اضافه کردم حتی شما هر مشکل داخلی داشته باشید می توان راه حل آن را از قرآن گرفت. در باره همین موضو ع نوشته وکتاب در حد زیادی دارم؛ از جمله یازده کتاب طبی و به همین مقدار در دست تهیه دارم که همه از آیات استفاده شده است لذا سزاوار است در این جاهم سری به قرآن بزنیم

  در قرآن آیاتی وجود دارد که می توان بر اساس مضمون و دیگر دلالات آنها در مورد کل صنایع و صنایع دستی دلایل روشنی آورد و روی این نکته تأکید کرد که قرآن واقعاً جامع و جواب گوی همه نیازهای مادی و معنوی بشر، در حد اعلای آن است؛ همانند آیاتی که در باره ساختن کشتی نوح آمده که با نظارت خود خدا ساخته شده است «واصنع الفلک باعیننا و وحینا ...– هود آیه 37».

 

صنایع دستی عامل باز دارنده مهاجرت به شهرها

 

      هدف از صنایع دستی وصنایع کوچک در درجه اول،  و صد در صد کنترل و جلوگیری از مهاجرت بی رویه روستاها به شهرها می باشد و ما نباید فقط به سراغ مواردی برویم که صرفاً با دست صورت می گیرد، بلکه مراد همان رفع بیکاری وتولید چیزهایی می باشد که مبتلا به روز مردم است و لذا دریک نگاه ؛ اکثر تولیدا ت صنایع دستی فعلی هیچ نقشی در نیاز ها ی ضروی و روز مره  مردم ندارد و به همین علت است که با مشکلات عدیده ای  روبرو است که وقت توضیح آن نیست و این برداشت من از وضع صنایع دستی از چند سال پیسش می باشد که از نزدیک در جریان امر بودم. به هرصورت هدف برطرف  کردن نیازهای اولیه  و جلوگیری از مهاجرت است که تاکنون تبعات غیر قابل جبرانی را از نظر فردی و اجتماعی  در پی داشته است ؛ اصلاً چه اشکالی دارد صنایع دستی با صنایع کوچک با هم یکی باشند و این صنایع کوچک است که لوازم ضروری و اولیه مردم را تأمین کرده و افراد به عنوان یک شغل دارای پشوانه وامید بخش به آن نگاه خواهند کرد ولی صنایع دستی فعلی این گونه نیست و به همین جهت است که کسی آنرا  یک شغل موفق و جواب گو نمی داند {در ادامه مطلب}

جمعه، 13 آبان ماه ، 1390
بازديد:36 بار

        تاريخ 6/5/1389 بود که در مورد تهيه اساسنامه شرکت نفت توسط دولت گفتگو هايي را شنيدم و نيز،در مورد طرح جامعه تحول درآموزش و پرورش، درتاريخ 10/8/1389 ، مطالبی به گوش رسيد و ياد داشت شد که طرح آن را بنويسم، ولي فرصت نشد. در مورد سابقه دغدغه حقیر نیز، در سال 1383 درآموزش و پرورش قم در مورد خود طرحی که داشتم، درحد ربع ساعت، براي کارشناسان توضيح و نيم ساعت هم به سؤالات جواب دادم. که مورد توجه قرارگرفت ولي به عللي ادامه نيافت. حقيرحتي در مورد کتاب هاي درسي آموزش و پرورش هم تحقيق کرده‌  و نظر دارم که بماند. منظورم این است که پیشنهاد طرح فوق، بدون جهت نیست و می رساند در  امور کشور  بی اطلاع نیستم.

      با توجه به طرح ‌هاي زیادي که براي نظام اسلامي دارم و از زمان استقرار حکومت اسلامي تا کنون به صورت نامة و طرح ارسال شده و ادامه دارد، در مورد علل ريشه ‌اي مشکلات نظام و دولت ، طرحی را( تحت عنوان مشکلات ریشه ای دولت)، در38 صفحه نوشته بودم، و در تاريخ 15/6/84 ، آن را، براي دولت نهم آقاي دکتر احمدي نژاد ارسال کردم. صرف نظر ازعلل و عوامل مشکل‌ساز، علت العلل ها را درآنجا به دو مقوله نسبت داده ‌ام، يکي عدم مديريت کارآمد و دوم قوانين که به عدم تفسير قانون اساسي هم اشاره شده است. براي حقير کاملاً روشن شده اگر مسؤولان کشورکه تا کنون آمده و  رفته‌اند، و  واقعاً دلسوز بوده ‌اند ولي مشکلات قانوني اجرایی ، باعث عدم توانايي مدیرشده است که يکي ازعلل ناکارآمدي، مدیر می باشد و خروجي ‌ها بهترين گواه ادعاي ماست، و مشکل جامعه شناسي، انسان شناسي از علل فرعي مي باشند که درخود مجلس اين نقیصه وجو دارد و از همان اول دراين باره نامه و طرح ‌هاي زيادي دادم  که تا حدودي وضع بهتر شده‌ ولي نه درحد انتظار است  و نه در شأن نظام اسلامي وآن چيزي که فکر مرا خيلي به خود مشغول کرده، اين است که هر دولتي براي بار اول روي کار مي‌آيد، همان اول اوضاع قبل از خود را بهم مي‌زند، و زير مجموعه این وضع خود بخود دگر گون می شود؛ يازیر مجموعه دولت تازه وارد، به صورت خود مختار دست به تغييرات کلي مي زنند!؟، اين وضع کشور را دچار مشکلات گوناگوني مي‌کند که توضيح آن زمان مي‌برد ازجمله اينکه تا اين دولت کارها را بجايي برساند؛ دولت بعد آمده و بافته ‌هاي دولت قبل از خود را به هم مي ‌زند. اين وضع را در امور اداره قم و حتي حوزه علميه را از نزديک  ديده ام که در همين باره چندين نامه دادم. علاوه براين مشکل، يکي ديگر از مشکلات ر یشه ای که ما در اين کارها تا کنون موفق نبوده ‌ايم، اين است که هم به طرح و برنامه‌ريزي اهميت داده نمي‌شود و اکثر کار ها همين طوري و پناه برخدا شروع مي‌شود. آنها هم که با طرح و برنامه شروع مي‌شود، طرح ‌ها کارشناسي شده نيست که نام آنها را طرح و برنامه‌ هاي آني خلقت گذاشته ام که پشت درهاي بسته انجام و بلافاصله و بدون هيچ نظر خواهي بکارگرفته مي شود و بعد هم با مشکل روبرو مي‌شود. يکي ازکارشناسان آموزش و پرورش قم، حدود 8 سال پيش در همين  محل کارم  از مشکل‌ساز بودن طرح ‌هاي آني خلقت شکايت داشت!؟.

       هر طرحی بايد پس از مطالعات اوليه، کارشناسي لازم و نظرخواهي، به يک قانون ثابت و ماندگار تبديل شود که هر مسؤول تازه نفسي نتواند اعمال سليقه خود را اين جا آزمايش و در واقع خود نمايي کند که با آمدنش فلان تغييرات صورت گرفته و به رخ  بکشد و القاء کند نو آوري خوبي از خود دارد بروز می دهد، تازه نفس ها، به حکم ضمیر نا خود آگاه، درپی تغییرات خود محورانه هستند ؟!، که اگر ازآنها بپرسی چرا جواب درستی ندارند چون همین دلیل برحاکمیت ضمیر نا خود آگاه در افراد است.

      حدود سال1383 بود که براي جواب ارائه طرحي دراستانداري قم خدمت مسؤول طرح و برنامه رسيده بودم، ايشان گفت: طرح را مطالعه کردم، به نکات خوبي اشاره شده، از جمله اينکه نوشته ‌ايد، اين طرح تا تصويب نهايي سه سال زمان مي‌برد، نظرتان اين است که به قانون تبديل شود؟ گفتم: بلي و دليل آن را توضيح دادم، ازجمله اينکه هر اعمال سليقه ‌اي نتواند آن را بهم بزند و براي اينکه هر مسؤولي خطوط کاري خود را بداند و ديگر هر روز نياز به جلسه نباشد. کمتر اداره‌اي را ديدم که مر تب جلسه نداشته باشند که از سردرگمي، بلا تکليفي درخيلي ازکارهاي اصلي حکايت دارد. اميدوارم رئيس جمهور محترم آقاي دکتر احمدي نژاد که واقعاً تا کنون سنگ تمام گذاشته و طرح ‌هاي نو و بنيادي را عملي ساخته و کشور را از خيلي خطرات نجات داده است؛ جهش‌هاي چشم‌گيري درکشور به وجود آورده، سنت  هاي مشکل ساز را با شجاعت در هم شکسته و همت بگمارند  براي همه نهاد هاي قانون ماندگاري برای اجرای اصول کلی قوانین ( تصویب شده در مجلس)، روش کاری به تصويب برسانند.

نکته مهم پاياني اين قسمت.

        اين واقعيت برکسي پوشيده نيست، اگريک پل کوچک جايي بايد ساخته شود، پس از مطالعه، اول طرح کامل و سپس مصالح و در نهايت سازندگان معين و زيرنظر مهندس ناظر کار شروع مي‌شود؛ آيا آموزش و پرورش  با آن اهميتش طبق طرح جامعه، تعریف شده کارمی کند؟، نه تنها نظام آموزش کشور، بلکه ساير کار هاي مهم به همين درد مبتلا و براساس  نظام کهنه وآلوده زمان شاه، شروع شده و اگر تغييراتي هم صورت گرفته بر اساس مطالعات کارشناسي شده، نظر خواهي، و بررسي دقيق نبوده و اگر بوده  پس چرا چند سال است هنوز درحل مشکلات آن بحث است، هر سال حرف از انقلاب فرهنگي، توليد علم ... است ولي خبری که باید باشد نيست! نظريات اساتيد دانشگاهی و دانشجويان را بارها در حضور رهبري آيت الله خامنه‌اي شنيده‌ ، رصد و یاد داشت کرده ام، نه تنها در مورد آموزش و پرورش بلکه در مورد ساير کارهاي اساسي، اظهار نارضايتي صريح رهبري نشانگر اين واقعيت است که ما هنور به حد نسبي آنجا که بايد برسيم نرسيده ‌ايم، خروجي ‌ها نشان مي‌دهد که از نظر سرانه توليد علم، امور فرهنگي امنيت اخلاقي سرانه مصارف برق،آب، گاز ...، عقب هستیم؛ ‌ نمونه‌ هاي روشني از خروجي ‌ها ست و از بي بر نامگي و هرج و مرج در مديريت و قوانين حکايت دارد که همه تصديق خواهند کرد و هيچ توجيه قابل قبولي وجود ندارد، چون نقطه مقابل جهان پیشرفته راه توجيه را به فرموده  علي(ع) « علم ودانش راه بهانه را مي بندد».

کليات روش قانونمند کردن کشور

         البته آنچه ما پيشنهاد مي‌کنيم، علاوه براينکه  نظر و بر اساس میزان اطلاعات خود ماست ، نه آنچه مسئوولين از نزديک حتي جزئيات را مي‌دانند، مطالبي را به عنوان سرفصل می آوریم که  ممکن است طرحی جامع بشود، مسلم است هنگامی که کارشناسان با تجربه  توانشان را روي هم مي تنظیم  می توانند از یک نکته و یا اشاره، طرحی جامع بیرون بیاورند. در واقع طرح ما یک تذکر برای حرکتی است که به نظرمان رسیده، باید این طور باشد. و لذا خداوند خطاب به پيامبر(ص) مي‌فرمايد، « و پیوسته تذکرده ، زیرا تذکر مؤ منین را سود می بخشد» ذاریات آیه 55:                                          (و اما سر فصل‌ها)

            1): استانها: چيزي که سال های 1383، به بعد درقم شاهد و با مسؤولان استان، مدتي درگير بودم ، معلوم  شد( به نقل مسؤل شورای شهر) هرکس براي خودش فرمان روا و مدير است!؟، درصورتي که در کلیات تنها استاندار بايد محور باشد. لذا طرح جامعي بايد نوشته و پس از نظرخواهي و تصويب؛ به صورت يک قانون ثابت براي هميشه باقي بماند.  تا هر استانداري‌آمد اعمال سليقه نکند، و هر روز مجبور نباشند جلسه داشته باشند و مهم اینکه استانداري فقط با مسؤولين ادارات سر و کار داشته باشند نه با ارباب رجوع متفرقه !؟، در استانداری ارباب رجوع زیاد دیدم که برای حل مشکل خود ناچار به استانداری رجوع می کردند.

وقت نيست توضيح دهم، همين خلاء تا کنون از یک سو چه مشکلاتي را متوجه  خود ادارات کرده و از سوی دیگر، داد مردم را بالا برده و می برد که هرجا مي ‌روند به جاي ديگر پاسشان  مي‌دهند!؟، درد دل زیادی از اینها را گوش کرده ام؛ که الحمد لله در دولت نهم و دهم کمتر شاهد این داد و فریاد ها هستیم.

         2):بخش خصوصی ودولت:  که ضرورتاً به يک طرح جامع  نیاز دارد که هم  دولت بعدي درآن اعمال نظر نکند و هم به خاطر اينکه،رابطه دولت با بخش خصوصی معلوم شود که بخش خصوصي درچه چيزهايي لازم است حضور داشته و یا نداشته باشد و مهم اينکه در همه بخش‌هاي خصوي خود دولت بايد شرکت و نظارت داشته باشد؛ که براي خود بخش خصوصي مهم و حتي لازم است، يعني امکاناتی را که لازم دارد توسط همين رابطه دولت (که از داخلي شرکت اطلاع دارد) به دولت منعکس و نياز مندي ‌هايی را بگيرد. بخش خصوصی باید به محوریت دولت اداره شود نه مستقل که در شرایطی قابل کنترل نباشد.

      3) امور فرهنگي: که هر ارگان و اداره ‌اي را شامل مي‌شود که براي فرهنگ سازي بطور کامل و يا در مواردی فعاليت مي‌کنند، مانند حوزه ‌هاي علميه، سازمان تبليغات، ارشاد اسلامي، اصناف، مطبوعات، صدا و سيماها، ائمه جمعه و جماعات. همه بايد با هم همکاری داشته باشند ، هم کلياتي را رعايت کنند نه اينکه هرکس چيزي بگويد که در مواردي حتي بوي تضاد  هم مي‌دهد، ونیز کتاب‌ هاي تکراري که مبتلا به مردم را در نظر ندارند؛ و همه از اخلاقيات و جهنم و بهشت...،مي‌گويند، درکل، دين را دين نماز وروزه تعريف مي‌کنند. در همین مورد طرحی جامع دارم که واقعاً اجرای آن ضروری است. ولی گوش کسی بدهکار  این حرف ها نیست، با این که در قم حضوری با مسؤل آن صحبت کردم  طرح را هم دادم ولی خبری نشد!؟.

اين نياز به يک طرح جامعه دارد چون خروجي خوبي ندارد آنهم درکشور اسلامي که سالي ده ميليون پرونده قضایی دارد وآن همه مفاسد و طلاق، پر شدن زندان ها...، که  اگرآسيب‌شناسي شود معلوم خواهد شد چه مي‌گويم وچه باید کرد.

        4) آموزش و پرورش: يکي از مشکلات کشورکه بيش از بقيه روي آن تحقيق کرده و طرح و جزوه نوشته و چيزهاي زيادي درباره آن شنيده و مي‌شنويم، نظام آموزش عمومي کشوراست که محورآن آموزش و پرورش است، در نهايت به جايي رسيدم که اگرما يک نظام آموزشي کارآمد داراي برنامه درسي ‌بوديم؛ با توجه به ضريب بالاي هوشي ايران، باید  قبل از هر کشور ديگري به کره ماه مي ‌رفتيم، از نظر توليد علم بايد ابر قدرت و پيشتاز ‌بوديم. رهبري و ديگر مسؤولين، اساتيد و دانشگاهيان و دانشجويان طي جلساتي که با رهبري داشتند؛ خيلي چيزها شنیديم که بايد باشد ولي نيست چون هنوز، خود رهبري هم راضي نيستند؛ همان گونه که در مورد حوزه علميه راضی نیستند و پيشنهاد هايي  دارد که در سفر تاريخ 29/7/89 ،به قم شنيديم خطاب به حوزويان چه فرمودند و اين دو جريان مشکل دار حاکي از اين است که نظام آموزش عمومي ما درحوزه و دانشگاه، مشکل زير بنايي دارند و به همين جهت مشکلات کشور، در قانون گذاري مشهود است و علت آن اين است که خود حوزويان و دانشگاهيان دچار نارسايي‌هايي هستند که اثرآن در دو بعد فرهنگي، اجتماعي ... مشهود است. به همين جهت بود که اولين طرح را در مورد حوزه علميه از سال 1382 شروع کردم که هنوز ادامه دارد، و سال 1383 طرح حل مشکل آموزش و پرورش را شروع کردم. بعد ازچند جلسه خصوصي با يکی ازکارشناسان و معلمان آموزش و پرورش قم، تاريخ 31/2/84 درآموزش و پرورش قم جلسه‌اي داشتيم و در باره طرح براي کارشناسان ربع ساعت صحبت کردم و نيم ساعت هم به سؤالات پاسخ دادم که خيلي هم مورد توجه واقع شده ولي اجرای  طرح از اينها ساخته نبود و ما هم وقت پيگيري آن را در سطح کشور نداشتيم. همزمان طرح مبارزه با گرايش به مواد مخدر را شروع و چندين جلسه ه با مسؤول شواراي هماهنگي مبارزه با مواد مخدرآقاي پناهيان داشتيم که کارهاي ديگر باعث شد ادامه اين طرح هم ناقص بماند.

به نظر حقير تا حوزه علميه در درجه اول و در درجه دوم، نظام آموزش عمومي کشور از جمله آموزش و پرورش، تا سالم و پویا  نشوند، حد اقل  اين است که ارزشهاي گران بهايي را از دست خواهيم داد. لذا  هر دو نياز به طرح جامعي دارند که پس از نظر خواهي به تصويب رسیده و وارد مرحله آزمایشی  شود.  {در ادامه مطلب}

دوشنبه، 9 آبان ماه ، 1390
بازديد:40 بار

    موضوع:  طرح جامع (همت مضاعف) جهاد اقتصادی ؛ از ابتکارات بسیاربه موقعه ولایت امرآیت الله العظمی خامنه دامت برکاته:

منظور از اضافه کردن (همت مضاعف) ، این است که جهاد اقتصادی ضروتاً متوقف برهمت مضاعف خواهد بود چون همت مضاعف در برگیرنده کارهای بنیادی، بسترسازی در دراز مدت و پایدار می­باشد. بطوری که اگر با همین چشم انداز وارد کار نشویم به جایی که هدف طرح است نخواهیم رسید. وکار مضاعف ازخود جوشی، مشارکت و بسیج عمومی حکایت دارد که مشارکت مردمی شتاب دادن به حرکت همگانی بر اساس سازکار پویا را، نوید می­دهد.

        شایان ذکر است، با توجه به اینکه ایران برای هرنوع فعالیت و تولیدی استعداد منحصر به فردی دارد، اگر تا کنون بهره برداری مناسب و بهینه از آن ­شده بود، ما نباید شاهد سه ملیون معتاد و تبعات آن باشیم که در مفاسد اخلاقی و اجتماعی درد و معضلی مشهود است، کشف سالی چندین تن مواد مخدر، هزینه هایی که بدون جهت تلف می­شود، علت العلل آن بیکاری است . بدلایلی کار فراگیری می تواند ما را به نقطه­ای برساند که حتی یک معتاد نداشته باشیم؛که آن را در طرح مبارزه با گرایش به مواد مخدر توضیح داده ام. جوانان ایرانی در تولید علم، توسعه اختراعات... نشان دادند که اگر بستر مناسبی ایجاد شود در طرحی دراز مدت، ایران بیک کشور اقتصادی رکورد دار جهان مبدل خواهد شد، طرح های جامعی در این راستا آماده  است که همه آنها را به  طور فهرست وار ارائه می­دهم و دولت به جهت دست یابی به ایران فردا که طرح آن موجود( و ارسال می شود)، باید جدی و سازمان یافته وارد  اجرای طرح هایی شود .

1):درهرشهر و روستایی کانون جهاد اقتصادی و فرهنگی به وسیله جوانان، نهاد های دولتی و بخش خصوصی، تأسیس شود، به گونه ­ای که محور مدیریت همه فعالیت های عمومی در این رابطه باشند.

2):آموزش سراسری، فراگیر و الزامی در زمینه­های فنون مشاغل خصوصی و عمومی که تحقیقات و طرحهای حاصل آن جهاد اقتصادی را متوقف بر فنون مشاغل عمومی و خصوصی می­داند. درطرح خود اشتغالی در مورد اهمیت آموزش عمومی توضیح داده ام.                                                  «   سال جهاد اقتصادی »

3): مشاغل خانوادگی به گونه­ای که حتی  از کار افتاده خانواده­ ها به کار مناسبی مشغول باشند که هم پیشگیری و درمان بیماری هاست و هم تولیدات اقتصادی و دهها مزیت دیگر که آنها را در طرح جامع پیشگیری توضیح داده شده است، ازچه بیماری هایی جلو گیری کرده و چه بیماری هایی را درمان که آن را سال 1389 ، برای وزارت بهداشت و درمان ارسال کرده ام.

4):توسعه صنایع دستی مبتلا به، گونه ­ای که حتی در یک منزل مسکونی امکان تولید و فعالیت به راحتی امکان پذیر باشد.

5): ایجاد کارگاه و کارخانجاتی که حتی در کوچک ترین روستا به راحتی مناسب فعالیت تولیداتی باشد؛ و می­توان دستگاه های تولیدی کوچک و قابل استفاده در هرجا را درکار خانه ای طراحی و ساخت. و هر استانی می تواند کارخانه تولید ابزارکارداشته باشد.

6): ایجاد زمینه­های تولید درخور پادگان ها که در سال 1383 طرح آن را در شهر لالی مسجد سلیمان؛ به منظور ایجاد اشتغال در سپاه پاسداران نوشته شد. دارای محسنات زیادی است که توضیح داده شده؛ ازجمله آموزش وکارآموزی درضمن خدمت.

7):ایجاد زمینه اشتغال مناسب برای معلولین کشور. از جمله به کار گیری آنان در مزارع ... به صورت کار درمانی که طرح آن را سال 1386، برای آسایشگاه معلولین و سالمندان خیریه بقیة الله قم  تحت عنوان ( هیجان درمانی) نوشته ام.

8): مکانیزه کردن کشاورزی و درجنب آن توسعه صنایع تبدیلی که در طرحی توضیح داده شده است. وموضوعی است که کشاورزان هر سال متحمل خساراتی جبران ناپذیر می شوند تا چه رسد که توقع جهاد اقتصادی از آنها داشت به نظر حقیر چند سال باید مشکلات و موانع را برطرف و همزمان بستر سازی نمود و آنگاه منتظرآن چیزی بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت العظمی خامنه ای دامت برکاته، ازجهاد اقتصادی درنظر دارند وآن ایران فردایی است که رئیس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد، در سال 1389، اعلام کرد و  ایران نفر اول جهان در اقتصاد... است. ما اگر با این چشم انداز حرکت نکنیم به جایی که سزار وار جمهوری اسلامی است نخواهیم رسید.

9): صنایع دستی که میراث فرهنگی و گردشگری لازم است، بیشتر متوجه لوازم ضروری، صنعتی، خانگی، تولیدی... شود، به گونه ­ای در نظرگرفته شود که تقاضای خارجی داشته باشد و به نوعی صدور انقلاب و ترویج تمدن اسلامی هم باشد. البته درهمه صادرات ما این گونه است.حتی ترویج تمدن و توسعه معارف اسلامی درقالب این قبیل صادرت با تبلیغات دیگر اصلاً قابل مقایسته نیست؛ همان گونه که کار بردی کردن موضوعی با تئوری آن قابل قیاس نیست.

10): توسعه درخت کاری ثمری مانند پسته، زیتون، انار، زعفران ...، که واقعاً جای آن خالی و بر عکس، در اقلامی حتی واردکننده هستیم !؟، در صورتی استعداد کشورمان آن را مذمت می­کند و مصداق حدیثی می­شود که خداوند رسیدن رحمت خود را، از کسی منع می­گندکه آب و خاک دارد ولی فقیراست، سه ملیون جوان سرمایه کشورش معتاد و از کار افتاده است. به قول یکی از دانشمندان خارجی که می گوید: « شما با داشتن نهج البلاغه چرا فقیر هستید؟!» یعنی منابع ما حاوی طرح های اقتصادی هم هستند که مؤید آن کلام گهر بارحضرت رسول(ص) است که می فرماید « ویل لقوم تلبسون مالا لم ینسجون. وای بر مردمی که می پوشند( یا بپوشند)، چیزی را خود نه بافته اند. کشوری که مصرف زیتون آنها زیاد است مرگ و میرشان پنجا ه در صد کم تر است. خدا به انجیر و زیتون سوگند یاد کرده ولی در کشور  70 میلیونی، 7000000  دیابتی،300000 سرطانی...، بیش آن بیماری های قلبی وعروقی...

11):توسعه شیلات، دام پروری، مکانیزه کردن دامداری، توسعه زنبور داری.

12):الزامی کردن هجرت و ماندگار شدن مهندسین کشاورزی در محل خود که خود زمینه برای  حتی هجرت از شهر به روستا موجود است که در طرحی توضیحی آن را کاملاً توضیح داده ام.

13):اگرواقعاً به فکر ایران فردا و جهاد اقتصادی ...، هستیم، ضرورت دارد، جهت اهمیت پزشک خانواده و وجود امکانات لازم ، و هجرت شهر به روستا ؛ امثال متخصصین پزشکی، ماندنشان در محل خود، باید  الزامی شود و داوطلبان در این امرمهم، برخورد از امتیازاتی باشند تا این قبیل کارها به یک فرهنگ عمومی مبدل شود که درآینده هر متخصصی ، محل خود را، بر سایر جاهای دیگر ترجیح دهد.

14): بسیج عمومی، به محوریت بسیج رسمی کشور؛ و ائمه جمعه و جماعات هرکس متناسب با شرایط خودش سازمان داده شود. تا به راحتی بر امور محوله مسلط و پویا باشند باور÷کنید، هیچ مدیری موفق نخواهد شد مگر باکمک بسیج عمومی  و هیچ بسیج عمومی ، به هدف نخوهد رسید مگر باسازماندهی کار شده.

یاد آوری

     همانگونه که قبلاً اشاره شد، این کار نیاز به یک پیش بینی دارد جهت اینکه طرح در دراز مدت نهادینه و ماندگار شود و مهم اینکه بدون آسیب شناسی حرکت نکنیم و برای هرکاری حتی فرعی طرح کارشناسی شده مدون داشته باشد که صاحب نظران هم درآن بی بهره نشود، از همه مهم تر به خود مردم به خصوص جوانان مسئولیت داد و اینکه دولت مدیر خوبی باشد نه مجری خوب ( مدیریت، مدیریت، مدیریت)  والسلام

دوشنبه، 9 آبان ماه ، 1390
بازديد:40 بار

حدود ساعت 8 صبح 31/6/1389 بود که صداي رئيس جمهور محترم آقاي دکتر احمدي‌نژاد؛ از رسانه در مورد ايران فردا شنيده شد؛ که از عموم مردم و صاحب نظران خواست، نظر و طرح خود را در اين باره بدهند. اين فراخواني که و راي آن اهداف بلندي قراردارد، جاي خوشحالي بود؛ چون ايران فردا ايرانی است که ازیک سو، درشأن امام زمان(ع)و اسلام ناب محمدي و رنگ الهی( بقره آیه 138) داشته باشدو از سوی دیگر درهمه زمینه ها قله های جدیدی رافتح کند که تا کنون کسی نکره باشد و الا عقب هسیم و چیز جدیدی ارائه نکرد ایم جز تکرار وکپی کارآنها،دلیل عقب بودن ما، چون آنها جلوتر بوده اند به هما اندازه که ما پیش می رویم آنها هم می روند. خلاصه با اراده جمعی می توان رسید، لذا بايد هم ‌فکري و همکاري جدي داشته باشيم. حقير،خواسته به حق رئیس جمهور محترم را بسيار با اهميت دانسته و به فال نيک مي‌گيرم و در مورد اهميت آن، از هر چه به نظرم رسيده، و  در توان دارم، دریغ نخواهم کرد.

       اول ): ايران فردا: همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، بهترين چيزي که مي‌تواند گفت، بستر مستعدي مي ‌شود براي دستيابي به ايران فردا؛ اين است که حکومتش ازهرجهت حکومت پيامبر(ص) در مدينه باشد که بعد از هجرت و فتح مکه معظمه بناشد؛ که خود انقلاب اسلامي شبيه آن نهضت می باشد که امام خميني(ره)، از تبعید در پاريس به ايران آمد و در 22 بهمن 57 انقلاب اسلامي پيروز و در 12 فروردين 1358، حکومت اسلامي استقرار يافت.

منظورازتشیه اين دو نوع حکومت(از نظر شکل و زمان) ملاک و معيارهايي است که بايد همان ملاک و معيارهاي اين دو نوع حکومت درايران فردا جامع عمل به خود بپوشد؛ از نظر مردم ‌داري، عدالت و دارای سیاستی فرا مرزي  است و باید مسیری را در پیش بگیرد که( اگر مانعي پیش نیاید) قهراًً همه انسان ها را جذب خواهد کرد؛ همان گونه که حکومت پيامبر(ص) و علي(ع) اين گونه بود و به خاطر همين جاذبه بود که آنها را با جنگ‌ هاي خونين روبرو کرد و امامان را شهيد کردند.

      لذا ايران فردا ايراني است که در چهار ديواري ايران نمي‌گنجد درست مطابق هدف معمار انقلاب اسلامي خميني(ره) کبير که فرمودند «ما انقلابمان را صادر مي‌کنيم» يعني هما ن انقلابي که به وسيله مسلمانان به اروپا صادر شد و طي 700 سال علم، عمران، صنعت، و اختراعاتي چون ساعت، پليس شهری و داروسازي ... را به اروپا  بردند. منظور ايشان از ايران فردا، همان ايراني است که امام خميني(ره) طرح آن را ترسيم کردند يعني ايران الگوي عملي باشد براي نجات از ستمگران و سپس عمران آبادي، امنيت، صالح، برادري... و خلاصه زندگي عاري از هر وابستگي، ظلم، ستم...، که در همین روز ها(12/1389) در کشور های عربی رخ داده و بیش از ده کشور عربی وابسته به آمریکا با قیام مردم این کشور ها  رو برو هستند. رئیس جمهور محترم آقای دکتر احمدی نژاد در صحبت ‌هاي خود هم در ايران و هم سازمان ملل (که واقعاً توجه همه کشور ها را جلب کرد) صدور عملي و تجربيات ايران را در رهايي از بند استعمار، خواستاربود. ايران فردا يعني اينکه بايد به جايي برسيم که همه چون خود ايران از زير بارستم خارج و کشور خود را از سوي عوامل بيگانه پاکسازي کرده و در همه زمينه ‌ها خودکفا باشند که سخنان رئيس جمهور محترم در سازمان ملل به خصوص سال جاري بود که واقعاً سران کشورها را به شدت تحت تأ ثیر قرار دادو جذب خود نمود و آنها همانند پروانه گرد اين شمع اميدوار کننده مي‌چرخيدند همان جا بعد از سخنراني دکتر احمدي نژاد، به ايشان گفته بودند سخنان رئيس جمهورآمريکا بوي تفرقه و جدال... مي‌داد ولي سخنان شما برعکس اميدوار کننده و الهام بخش بود.

       در واقع نمونه حکومت جهاني مهدي(ع)که جهان وارد عرصه ديگر مي‌شود و همه حد و مرزهايي که باعث تضاد هاي منافع خونين شده است برداشته شود،  و برادري...، و صلح جهاني حاکم و عمران و آباداني فراگير شود.و خلاصه آنچه شايسته بشر است شود . به همين جهت از صراحت و مفهوم کلام اين انسان پاک ‌باخته، دلسوز، بلند همت، شجاع و مقتدر؛ کاملاً قابل لمس است، ديدگاهي فراتر از اينها در پيش روي خود مي ‌بيند که ايران فردا باید به آنجا برسد و مصداق اين واقعیت شود. که اگر شما سير با شيد و همسايه شما گرسنه بايد در مسلماني خود شک کنيد نظیر کسی که در جواب امام  مي‌گويد من از مشکل همسايه خود خبر نداشتم که ياريش کنم، امام(ع) مي‌فرمايند اگر خبر داشته بوديد که کافر بوديد؛ بلکه وظيفه شما اين است که جويا باشيد همسايه تو درچه شرايطي از زندگي است. معلوم است ايشان نگرانند چرا ديگرکشور ها همانند ايران خودکفا نيستند لذا دوست دارد و با صراحت مي‌گويد دستاورد هایي که ايران در دهه اخير بدست آورده  همه را با کمال ميل در اختيار همه کشورها (چه کافر و چه مسلمان) قراردهیم و تاکنون موارد زيادي صورت گرفته؛ مانند شرکت‌هاي سدسازي، ماشين‌سازي، جهاد سازندگي، انرژي اتمي خودکفايي تسليحات صلح‌آميز، تجربيات در صنعت نفت اختراعات، سلول ‌هاي بنيادي، شبيه سازي، بهداشت و درمان و مبارزه با مواد مخدر که حتي از طرف سازمان ملل ايران الگو شناخته و مورد تشويق واقع شده است. در واقع ما شهيد داديم که عملاً در خدمت زير بارستم های همه باشيم؛ همان گونه که رسول خدا(ص)، علي...(ع) اين گونه بودند به خصوص سعي داشتند کفار را از جهل و گمراهي نجات دهند.

باز هم تکرار مي‌کنم اين رئيس جمهور عزيز بيش ازآني که نگران ايران باشد؛ نگران کل بشر است؛ اصلاً  کلمه کل بشر، مردم جهان، و...، در زبانش جاري است مثلاً اینکه برادران، فرزندان خود را مي‌بينيد زير بارستم کمرشان خم شده و بايد با همه وجود براي نجات آنها کوشيد و به همين جهت است که ايشان شب و روز برايش فرقي ندارد؛ اکثر شب ‌ها را صرف اين مي‌کند که چه بايد کرد که کشور ما کشور ایران واقعاً کشور امام زمان(ع) باشد؛ چه کنيم که دست آمريکا و امثال او را از سر مردم جهان کوتاه کنيم.                                                                                                

          دوم اهميت ايران فردا: همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، حضرت رسول(ص) رسالت جهاني خود را، عملاً در سراسر جهان بنيادي نمود؛ وقتي ما بتوانيم در درجه اول در همه زمينه ‌هاي مادي و معنوي (که خواسته بدون استثناي کل بشر است) الگو شويم و آن را به جهان صادرکنيم؛ چون همه اينها به نام اسلام تمام مي‌شود، به همان نقطه‌اي خواهيم رسيد که 124 ،هزار پيامبر(ع) و 12 ،امام(ع) تاکنون درپي این فرصت بوده و هستند ولي با وجود آن همه مشکلاتی که به قيمت جانهايي چون فاطمه، فرزندانش تمام شد براي همين هدف بود که ما امروز آن چشم ‌انداز آن را به روشني داريم مي‌بينيم که وعده خدا « والعاقبه للمتقين. آینده برای پر هیز کاران است» اعراف آیه128: دارد افق روشن و نويد بخش خود را روز به روز روشن ‌تر مي‌کند؛ حقير باور صد در صد دارم، که رئيس جمهوري عزيز دکتر احمدي‌نژاد هدفش از اسلام فردا همان حرفي است که رهبر معظم انقلاب اسلامي آيت الله خامنه‌ اي تاکنون چند بار فرموده‌اند« رسالت ما امروز همان رسالت پيامبر(ص) است» که بايد اضافه کرد رسالتي که رحمت للعالمين است نه چهارديواري ايران. بلکه هدف چيز ديگر و ايران یک پایگاه و سکوي پرسش است ولذا نگاهمان به جهان بايد نگاه پاشيدن بذراصلاح شده براي برداشت محصولي باشد که همه انبياء و اولياء(ع) با همه وجود در پي آن بوده و هستند؛ و امام زمان (ع) هم فقط به همين خاطر درغيبت به سر مي ‌برند و به همين جهت ظهور نموده و تشکيل حکومت خواهند داد. که قرائن و دلایل نقلی نشان می دهد ما مقدمه سازآن خواهیم بود از جمله اینکه حضرت رسول(ص) می فرمایند « یخرجون ناس من المشرق لیوطؤا  للمهدی سلطانه. مردمی از مشرق زمین به پا خیزند و زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(ع) خواهند شد» کنز العمال ج7، ص 186: نیز از موسی بن جعفر(ع) چنین آمده است« مردی ازقم ،مردم را دعوت به حق می نماید، با او همانند آهن پاره جمع می شوند، به طوری که توطئه های سدید آنها را ناتوان نکرده و از جنگ خسته و ملول نشده و از (کشته شدن) نمی ترسند و بر خدا توکل و تکیه دارند» بحار الانوار ج60 ،ص 1216: (مردی از قم...) به رهبر کبیر انقلاب اسلامی خمینی (ره) گفته می شود.

آن همه حوزه ‌هاي علميه؛ آن همه کتاب...، براي جهاني کردن اسلام است ولي آنچه عملاً به آن قابل دسترسي است، با چاپ و توسعه کتاب اصلاً قابل مقايسه نيست، بلکه ما بايد دستاورد هاي خيره‌کننده انقلاب اسلامي را که در دهه سوم انقلاب به اوج خود رسيده، نه تنها آنها را بايد، دراختيارکل بشر قرار دهيم، بلکه باید  بیش از این متخصص تولید و به سرا سر جهان صادر کرده و کاری کنیم که تقاضا برای متخصص روز به روز فزونی یابد.

 و متخصصين عزيزمان باید با علاقه بروند و با احترام  متقابل و بدون هيچ چشم‌ داشتي (حتي درکشورهاي کمونيستي) آنها را از نظر تئوری و عملی آموزش بدهند و اين بزرگترين خدمت به بشر و درضمن خدمت به اسلام است؛ آنگاه خواهیم دید؛ مردم جهان تشنه اسلامی خواهند شد که دارد به دادشان می رسد و ديگر توسعه معارف و شناخت خود اسلام؛ به دليل، برهان... نیاز ندارد که ثابت کنيم اسلام دين زندگي است. چون مردم جهان دارند  مي‌ بينند، کارشناسان ايران، درصنايع نفت، انرژي اتمي، سدسازي، تولید موشک‌و ماهواره‌...، اعلام همکاری دارند ؛ و همين است که درسال هاي اخير گرايش به اسلام و مسلمان شدن رو به فزوني پيش مي‌رود لذا همه باید بسیج  شوند براي ساختن ايران فردا و جهاني کردن رسالت نه خلاصه شدن در ايران که 70 ميليون است ما اگرجهانی فکر کنيم، رساندن ايران به حد ايده‌آل آن خيلي آسان و وضع مردم ايران؛ بر اثر روابط جهانیش به درجه عالي مي‌رسد دریک کلام ما جهان را آباد کنيم ايران را آباد کرده ‌ايم درآمد گردشگري، صادرات، سرمايه‌گذاري در ايران به اوج خواهد رسيد که در سال جاري واقعاً نمونه است و در همه جاي جهان متوجه آن شده ‌اند.

نوید امید بخش ایران فردا

      با توجه به مطالب فوق در مورد پیش رفت های خیره کننده ایران درجهان ؛ تنها چیزی که جهان را بیشتر از این برای رسیدن به ایران فردا مستعد می نماید، این است که بکوشیم بیش از این برای جهان الگو شود که  اولین راه آن به حد اقل رساندن  مشکلات داخلی و بعد ارتقاع در همه باید ها می باشد. در این رابطه منظور از نوید امید بخش، همین قیام مردم درهمه کشور عربی تحت سلطه آمریکاست که دو پیام مهم  دارد؛ یکی قیام علیه استکبار جهانی و عوامل آنها و دوم اینکه قیام ایران دارد بذر محصول خود را برای ایران فردا دراین بستر مستعد می پاشد چون ایران فردا هما ایرانی است که اسلام بی مرز حکومت جهانی مهدی(ع)آن را دنبال می کند، چون ایران فردا تنها آباد شدن چهار دیواری ایران نیست، به این جهت که امام خمینی (ره) فرمودند « ما اقلابمان را صادر می کنیم» یعنی رسالت جهانی حضرت رسول(ص) که فرا تر از چهار دیواری کره زمین است . درحال حاضر چند تا از نوکران آمریکا از این کشور ها گریخته اند چون عمرشان به سرآمده و دیر یازود بقیه هم  خواهند رفت زیاد نباید عجله کرد و دستخوش احساسات و یا نا امیدی شد. چون به خاطر جهاتی کارها به صورت مرحله ای پیش می رود نه یک باره. و حکومت  ستمگری  مانند شاه لیبی که چهل سال ریشه زده یک باره نابودی نمی شود.

 ما پس از اين مقدمه. کلياتي را در مورد اين که چه بايد کرده و چگونه‌ براي رسيدن به ايران فردا بيان مي‌کنيم.

فصل اول: آسيب‌شناسي

       در مورد طرح جامع آسيب ‌شناسي توضيح نمي‌دهم چون خود طرح يک  جزوه کامل و داراي کلياتي متعدد خواهد بود ولي به طوراجمال، در مورد اهميت و جايگاه حساس و ضروری آن به نکاتي اصلي، بسنده مي‌کنم.

آسيب‌شناسي امريست برای جهت گیری درست ،حرکتی سالم و پویا ؛ برای اینکه  از هر مشکل بازدارنده درامان بوده و در اهداف مورد نظر خود موفق باشیم ؛ لذا با وجود آسیب شناسی، بستر مساعدی براي کاشت بذر دلخواه به وجود خواهد آمد. ولی باید توجه داشت،آسيب ‌شناسي که وسیله ريشه یابی مشکلات برای درمان می باشد ، درهر حرکتی بدون آسیب شناسی وارد شدن درست مانند تجویز دارو بدون شناخت درد می باشد که در مواردی کشنده است. مطالعات چندین ساله ما که حاصل آن، بیش از  پنجاه طرح جامع کشوری و اجتماعی می باشد و تاکنون بیش از سی مورد آن ارائه شده، مشکلات و چالش های کشور ما در همه زمینه ها به خلأ آسیب شناسی بر می گردد؛ که نسبت به آن حدی که باید باشد ، درحد صفر است؛ و به همین جهت بود که سال 1388،  طرح کامل آن را، براي دولت دهم دکتر احمدي نژاد رئيس جمهور محترم، ارسال کردم  و طرح توصیفی حل مشکلات ریشه ای دولت را، در38 صفحه (با شروع کار دولت نهم)، تاریخ 15/5/1384 ، ارسال کردم؛ و در مورد طر ح آسیب شناسی پس از ارسال آن ، طی نامه هایی مکرر  تأکید کرده ام ، ما بجايي که بايد نخواهيم رسيد مگر با تأسیس آسيب ‌شناسي مستقل و بنيادي که در همه امور حتی بخش خصوصی و نهاد های مردمی راه گشا باشد. (به امید آن روز)

فصل دوم: فرهنگ‌سازي

          ما اگر بخواهیم در هر کاری حتی در محیط کوچک خانوادگی موفق باشیم راهی جز فرهنگ سازی نخواهد بود چون فرهنگ سازی درست مانند تهیه کلیه امکانات برای روی صحنه آوردن نمایش حاکی از سر گذشت تاریخی می باشد که در اصطلاح علم اخلاق روشنگری به آن گفته می شود و لذا عدم فرهنگ ‌سازي در همه زمينه‌ هاي مادي و معنوي، يکي از مشکلات کشور ما مي باشد؛ و به همین جهت سال1389 به درخواست سازمان کاز ايران آن را نوشته و براي نهاد هاي ذيربط ارسال کردم. خلأ فرهنگ سازی و فقر فرهنگی (به خصوص در الگوي مصرف چون برق... نان وآب...) ايران در رتبه ‌اي قرار دارد که نه تنها متناسب شأن حکومت اسلامي، و کشور امام زمان (ع) نيست،  بلکه درشأن مردم ایران هم نیست!؟

        دراين جا هم نمي‌شود به کليات طرح فرهنگ‌سازي توجه کرد ولي به اين مهم مي ‌پردازيم که اگرآسيب شناسي صورت بگيرد و و ریشه دردها بدست آيد و فرهنگ سازي صورت نگيرد درست عين شناخت بيماري بدون تجويز داروي مناسب است، ما حتي در صنايع، در مقررات رانندگي، درتوليدات نياز به فرهنگ ‌سازي داريم که به آن وجدان کاري هم گفته  مي ‌شود. وقتي توليد ماشين... استاندارد باشد به همان اندازه از تلفات جاده ‌اي جلوگيري خواهد کرد.

تأکيد مي‌کنم و ازآقاي رئيس جمهور محترم دکتر احمدی نژاد؛ و ديگر عوامل مي‌خواهم؛ روي فرهنگ سازي درابعاد آن سرمايه‌گذاري کنند. چون فرهنگ ‌سازي در کاهش مراجعه به دادگاه ‌ها، توسعه پليس، مفاسد اجتماعي، امنیت عمومی، و بهداشت عمومي و سلامتی، حتی تولید علم...، اثرات عميقي از خود باقي خواهد گذاشت. از جمله در مورد کاهش مفاسد. در يکي از شهرها، سالي يک مورد مراجعه دعواي خانوادگي به دادگاه ثبت شده است.

موضوع راه های برون رفت

          لازم نیست توضیح دهم، چون کار شناسانی دارید که واقعاً کارآمد هستند. ولی خالی از لطف نیست، عرض کنم، برای پیداکردن راه های برون رفت و برداشتن موانع، قبلاً در مورد آسیب سناسی زیاد تأکید شد که برای  نجات از چالش ها، ناکزیر باید اول ازآسیب شناسی و بعد پیدا کردن راه های مورد نظر شروع کرد. البته براي برطرف کردن معضلات ريشه دارد که قهراً بستری هستند برای پیدایش چالش ها، بايد با نگاهی دراز مدت، حرکت کرد، چون برای  نجات از بن ‌بست ها، از حصارهاي فکري و برخی کج اندیشی ها...؛ نجات ازفقر فرهنگي، و فرهنگ فقري، نجات از الگوي غلط در مصرف...؛ نجات از اعتقاد بر خوش  شانس و بد شانسی، نجات از اعتقاد به اینکه: اگر ما کشورهاي اسلامي، فقيرهستيم درعوض، از نظر اخلاقي... سرآمد هستیم ؛ خلاصه کردن دين و قرآن در مسائل اخلاقي... که متأسفانه هنوز از برخی شنيده مي‌شود. خلاصه همه اينها، ازآسيب ‌هاي بزرگی هستند که مشکلات متعددي را متوجه پيشرفت کشور و جاهای دیگری کرده است. که اگرلازم باشد، براي هرکدام اينها، حاضرم چند صفحه بنويسم چون اکثر اینها را در ضمن طرح ها...، دارم که بايد نام آنها را موانع ايران فردا گذاشت. ولی با اراده و پشت کار مشکل نیست. چون« انسان با اراده، می تواند جهان را به میل خود تغییر دهد» که نظیرآن امام خمینی(ره)  بود و فرزند خلفش آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته ادامه دهنده، راه آن بزرگ مرد تاریخ است. 

فصل سوم : مشارکت مردمي

        نقش مشارکت مردمي درتاريخ و انقلاب اسلامي که واقعاً شگفت‌ انگيز بود و همچنان ادامه دارد، و دیگر نیاز به توضیح زیادی نیست. در مورد امثال آسيب ‌شناسي، فرهنگ ‌سازي...، اگر بخواهيم موفق بوده و زود تر به هدف برسيم؛ تنها راه آن مشارکت مردمی است؛ که بر اساس شرايط( تداخلی مزاحمی صورت نگيرد) از افراد داراي موقعيت اجتماعي با تجربه و به خصوص ازنیروی نسل جوان به صورت بهینه استفاده شود. از منظر روانشناسي اجتماعي، انسان موجودي است صد در صد، مسئوليت ‌پذير و بي‌نهايت ازآن احساس شخصيت و بزرگ منشي نموده ولذت می برد. ولی قشر جوان عطش بیشتری برای مسئوليت پذیری دارد و لذا درامثال فرهنگ‌ سازي کافي است درهر محله و روستايي، جوانان را با نظارت و محوریت  ائمه جمعه و جماعات و مديران دولتي آنها را به تشکيل کانون فرهنگي ترقیب نمود ؛ و با تجهيزات لازم روز، آنها را به ترویج  معارف اسلام  و  تأمین نیاز های  فرهنگي مردم وا داشت. به همین جهت سال 1383 توسط خواهران بسيجي روستاي موغان داران اصفهان، کانون فرهنگي به نام ولايت و مهدويت تشکيل دادیم و سال 1387 بود که بيلاني از فعاليت خود به قم آوردند و يک دستکار، کامپيوتر هم آيت الله العظمي مکارم شيرازي با بيست عدد رساله دادند. اینها درحد يک اکيپ طلبه مجهز کارکرده بودند که من تعجب کردم؛ کانون فرهنگي ديگردر شهرلالي مسجد سليمان در سال 1383 در محرم فعال کرديم و نیز طرح فرهنگ ‌سازي خاص خود ائمه جمعه را دارم که سال 1383،آن را در روستاي بزمه فريدون شهر، نوشته شد. اینها نمونه بستر هایی هستند، برای ساختن ایران فردا ، که تنها با مشارکت مردمی می توان از این ظرفیت ها بهره بر داری نمود، نه تنها .

        اهمیت مشارکت مردم درسلامت و باز سازی جامعه این است؛ وقتی این روش به فرهنگ عمومی ماندگار تبدیل شود. چون دخالت مردم درساختن ايران فردا، سبب می شود خود را مسؤول بدانند، قهراً جلو خيلي از نبايد ها را خود به خود خواهد گرفت، چون مردم احساس مي‌کنند اگر نسبت به مقررات بي‌توجهي کنند. ديگري قانون‌شکني کند، بي‌تفاوت به مانند؛ هر بدي در جامعه صورت بگيرد، دردرجه اول متوجه خودشان مي‌شود؛ این جاست که خود مردم مي ‌شوند نگهبان فضايي که دولت هم بتواند با خيال راحت درآن،کارخود را ادامه داده و با موانع مردمانی کج اندیش ...، روبرو نباشد. فرا تر از این دستاورد، مشارکت مردمی  می تواند، حتي به گونه ای، درسياست روابط خارجي دولت اثري غيرقابل انکاری در همه مسائل داشته باشد.

        ومهم اینکه دخالت دادن مردم ازیک سو سبب اعتماد به نفس مردم می شود و ازسوی دگر مردم چون مورد توجه دولت قرار قرارگرفته اند به هرکاری عشق می ورزند. ما زمانی به ایران فردا خواهیم رسیدکه از هر راهی که می شود، در مردم عشق ایجاد کنیم که رئیس جمهور محترم آقای دکتر احمدی نژاد عزیز؛ این کار را شروع کرده و واقعا مردم با عش طرح هدفمند کردن یارانه ها را عملی ساختند. ولی نباید به کم قانع شد و همانند امام خمینی(ره) مردم را طوری عاش خود کنیم که حتی جان خود را به خاطر هدف ما بدهند.چقدر شعر درباره عشق داریم، و خداوند درآیات زیادی می کوشن در بندگان خود ایجاد عشق کند.

      اين نکته را بايد اضافه کنم ، مشارکت مردمي ضرورتاً  به يک طرح جامع کارشناسي شده نیاز دارد؛ تا حد و مرزها معلوم باشد هم مردم بدانند و دچار مشکل نشوند هم دولت با برخي از دخالت ‌هاي بی مورد روبرو نشود. بايد خط‌مشي‌ها معين باشد نه هرج ، که برخي دچاراشتباه شوند و گروهي به نام مردم سوء استفاده سياسي... کنند. يکي از مشکلات کشور ما که نمي‌توانيم بهتر این، از بستر های مستعد بهره ‌برداري کنيم، همين خلأ طرح در امثال مشارکت مردمي است. 

 

فصل چهارم: تقويت خيرين

         که خود نوعی مشارکت مردمی می باشد، ازعوامل محرک رقابتی سالم درجامعه محسوب می شود و بيش از دهها اثرسازنده درهمه مسائل خوهد داشت؛ از جمله جلو گیری ازتضاد های مخرب و تبدیل آنها به رقابت های سازنده و شتاب دهنده فعالیت ها که خداوند عالم مي‌فرمايد« و شتاب کنيد براي رسيدن به آمرزش و انجام کار نيک در راه پروردگارتان و بهشتي که وسعت آن بقدرآسمانها و زمين است و براي پرهيزگاران آماده شده است» و درآيه 114 ، ازآل عمران به جمله ايمان و اصلاح‌گري فرد توجه دارد که بايد گفت رقابت درخيرات در امور اعتقادي، اخلاقي و کلاً تقويت معنويات اثر شگرفي دارد که درآيه قبلي جايگاه دوست داشتنی و ابدي خيرين را وعده مي‌دهد.

       ازسوي ديگر رقابت زمينه‌ساز بايدهاي زيادي در داخل و خارج خواهد شد؛ و اثر متقابل آن در دیگران ایجاد انگيزه نموده و به نوعی باعث جذب ديگران خواهد شده؛ مانند خيرين مدرسه ‌ساز که اول اندک و در برخي از استان‌ها فعال بودند ولي الان هم در همه استان ‌ها فعالندو هم سازمان يافته تر شده و داراي تشکيلاتی هستند که علاوه بر ماندگار شدن آن، حتی در دیگر کشور ها اثر خواهد گذاشت چون جهان به يک دهکده تبديل شده وگردشگري رو به توسعه، گردشگران  سفیران اطلاع ‌رساني‌ هستند که قهراً الگوهای موفق را به سرا سر جهان، منعکس خواهند کرد.

       ماآنگاه به فضاي باز بلا مانع، براي ساختن ايران فردا خواهيم رسید که دشمنان اسلام ديگر قادر نباشند به وسیله تحریم اقتصادی...، مانع و بن‌بست ايجاد کنند ، که راه آن مشارکت مردمی، تقویت زیر سا خت های اقتصادی، بنیادی کردن تولیدات ،آموزش های عمومی و خصوصی، و ایجاد رقابت های سازنده و کنترل آن است که به تضاد مخرب تبدیل نشود.

فصل پنجم ا:شتغال‌زايي

         ممکن است کسي تصورکند اشتغال چه ربطي به ايران فردا دارد، ولي اگر کمي دقت شود، ايران فردا متکي بر اشتعال است وقتي دانش‌آموز به آينده خود اميدوار باشد،اگر باسواد و متخصص شود، نه تنها اشتغل براي او پيدا مي‌شود، بلکه او را پيدا کرده و فوراً بکار مي‌گيرند وقتی دیگران  ببينند کساني که مشغول کارند، چه وضع، جايگاه و احترامي به خاطر نقش تخصصشان درکشور دارند؛ نه تنها هيچ چيزديگري تمرکز آنها را براي درس خواندن بهم نمي ‌زند، بلکه شب و روز و بدون احساس خستگي درس مي‌خوانند، همانند اديسون، بزرگترين مخترع جهان، وقتي به او گفته می شود شما که هميشه مشغوليد، پس کي استراحت مي‌کنيد؟ می گوید: وقتي مرا در قبر گذاشتند. علت اينکه آقا خستگی  را احساس نمي‌ کند چیست؟، از بس لذت مي‌برد و به آینده خود امید وار است؛ چون لذت همراه امیدواری، مرتب انرژي روح بخش و نیروی جهش زا توليد مي‌کند.

        ولي وجود آن درشأن ضریب هوشی ایران و اسلام نیست. گرچه در دولت نهم و دهم قدري وضع بهتر شده ولي آنطور نشده که به ايران فردا نزدیک شده باشیم. چون هرگاه  متخصصین ما درحدي باشند که به کشوري نياز نداشته و بیش از حالا متخصص صادر کنيم،آنگاه مي‌تواند اميدوار بود دست‌يابي به ايران اصلاً دشوار نيست. ستمگراني چگونه جهان را تسخير کردند؟، تنها با زور که نبود، بلکه با وجود تخصص و توسعه  شرکتهاي آنچناني اول اقتصاد کشورها را قبضه می کردند و بعد سایرچیز های کشور مورد نظر را !؟، چرا امثال آمريکا شرايطی را بوجود آورده و می آورند که حتي متخصصين درجه يک ايران و ساير کشورها را جذب کرده و می کنند؟!، مسأله فرار مغرها ازايران چه بود که هنوز هم دراین باره حرف است؟!، چند سال پیش، کساني مي‌گفتند درس بخوانیم براي چه؟لیسانسها بیکارند!؟، افرادي را ديدم که از شدت نگراني به خود مي‌پيچيدند که براي اشتغال به ده جا مراجعه کرده و به قول خودش او را مانند توپ فوتبال به هم ديگر پاس مي‌دهند. همان گونه که اشاره شد رئيس جمهور عزيز آقاي دکتر احمدي‌نژاد قدري مشکل را حل کرده و رو به پیشرفت است ولي هنوز به آنجا که بايد برسيم فاصله داريم و نباید به کم قانع باشیم که دید گاه افراد حد اقلی می باشد نه دیگاه افراد حد اکثری و جهان نگر.

        به همه پيشنهاد مي‌کنم اگرخواسته باشيم راحت و زود تر به ايران فردا، برسیم اول بايد مشکل اشتغال را در چرخه تولید حل کنیم نه در میز نشینی که اکثراً در پی آنند!؟، دوم مشکل مخترعين را که به صورت غيرسازمان يافته و هرج و مرج گونه ادامه دارد و مخترعين با مشکلات زيادي روبرو هستند تا يک نمونه از ساخته خود را به ثبت برسانند که در اين مورد خاطرات درحد چند صفحه دارم و همين يکي از عوامل مهم فرار مغزها بود که واقعاً تألف باراست که درخدمت دشمنان اسلام درآمدند. و ديگر تأسيس سازمان‌ها آسيب‌شناسي در همه استانها ، به مرکزيت پايتخت می باشد که اگر همين سازمان فعال و فراگير شود، خواهيم ديد چه خواهد شد و چگونه مي‌توان به راحتي به ايران فردا دست يافت و وقتي دست يافتيم خواهيم فهميد با وجود خلأ سازمان آسيب ‌شناسي چه ارزشهايي را از دست داده‌ايم و چه زيان ‌هاي جبران ‌ناپذيري را متحمل شده‌ايم. تکرار کنم؛ بدون سازمان آسیب شناسی جامع و فراگیر، هر گز به ایران فردا، دست نخواهیم یافت.

       همين الان ساعت يک بامداد، 6/9/1389 از راديو پيام مصاحبه با گردشگران در ايران، در مورد آنچه ديده‌اند مي‌پرسند، درباره شيمي درماني، درمان بوسيله سلول‌هاي بنيادي... که در ايران يافت مي‌شود و درضمن از مجري راديو فهميده شد، مردم جهان سالي پنجاه ميليارد دلار براي معالجه بيماران خود در اروپا مي‌دهند، اينها و صد ها نمونه ديگر نشان مي‌دهد يکي از عوامل بسيار مهم رسيدن به ايران فردا، توليد متخصص است همان چيزي که رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمی خامنه‌اي دامت برکاته، بارها برآن تأکيد داشته‌اند که بايد توليد علم را توسعه داده و عمق ببخشيم. که به حمدالله رو به امید واری و در حال جهش است ولی هم نباید قانع بود و هم اینکه باید آن را نهادینه و بنادی کرد که حوادث درآن سهمی نداشته باشد . { در ادامه مطلب}

دوشنبه، 9 آبان ماه ، 1390
بازديد:41 بار

    چند روز پیش(24/2/1390) در اجلاسیه هم اندیشی، با حضورنخبگان حوزوی و دانشگاهی و سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای دامت برکاته، مورد توجه واقع شد،و در مورد عدالت، نظریات متفاوت وخوبی  عنوان می شد، ولی به نظر می رسد، باید به گونه ای دیگر و فراتر از اینها  نگریست و از جمله به فکرچاره اندیشی آسیب شناسنه بود.که به نکاتی در این مورد اشاره خواهم کرد.

        1):آسیب شناسی: طرح آسیب شناسی را درسال گذشته برای ریاست جمهوری آقای دکتر احمدی نژاد، ارسال کردم و در طرح ها و نامه های ارسالی کراراً تأکید برتأسیس دانشکده آسیب شناسی داشته ام. درمورد بی عدالتی تا باروشی کاملا آسیب شناسی علت و علت العلل ها معلوم نشود کار بجایی نخواهد رسید؛ و اگرآسیب شناسی صورت بگیرد، هم بهتر می توان طرح را عملی کرد و هم خیلی راحت تر است و دیگر نیاز چندانی  به همایش های تکراری نیست، چون وقتی علت العلل معلوم شود ، همایش یک نوع تحصیل حاصل است. این نکته را اضا فه کنم ؛ اظهار نظرهای در همایش، آسیب شناسی مورد نظر نیست، بلکه مارا متوجه می نماید  بن بست ها کجا ست که نیاز به کارآسیب شناسی دارد که بار ها شاهد بودیم خود رهبری آنها را یاد اشت می کرد و این یاد داشت بر داری ها زمینه و مقدمه است، برای آسیب شناسی؛ و ما را ازآسیب شناسی اصولی وجامع بی نیاز نمی کند چون کاریست زمان برکه با کار گروه های متخصص این فن باید صروت بگیرد. 

        2) نظرخواهی ازچه کسانی: دانشگاهیان...، نظریات خوبی دادند و اینها باید باشد، ولی نظریاتی که ما را متوجه واقعیت  و ریشه مشکلات می کند؛ نظرکسانی است که بر اثر بی عدالتی کمرشان خمیده شده، لذا باید اعلام شود افرادی که از بی عدالتی شکایت دارند، برای حل این مشکل نظرخود را بدهند. آنگاه با وجود این نظریات خیلی راحت می توان دانست چه کار باید کرد و به همین جهت است که تجربه نشان می دهد؛ رییس جمهور ومسؤلانی که از طبقه محروم و درد کشیده بوده اند، هم به فکر مردم بوده اند و هم در کارخود در همه امور، موفق بوده و توانسته اند به راحتی رضایت مردم  را جلب کنند.

      3) طرح مدون: اول باید کلیات طرح تدوین و بعد خود طرح در اختیار همگان و نخبگان قرارگیرد و بعد کارگروهی نظریات را بررسی کنند و در مرحله دوم کارشناسان، وحتی مراجع هم نظر بدهند و بعد از این مرحله، لازم است طرح درمجلس مورد بررسی قرار بگیرد و پس از تصویب به یک منشور پایدار همانند منشور حضرت علی(ع) برای مالک اشتر باقی بماند.  و هم این که، باید طرحی را تصویب کنیم که نه  تنها در ایران، بلکه در جهان و سازمان ملل همانند منشور علی بعد از قرنها مورد توجه واقع شود. رسیدن به چنین موقعیتی تنها با برگزاری  همایش ها و نظریات دانشگاهی که در وادی  تئوری می اندیشند نمی توان به جایی رسید که منشوری ماندگار مانند منشور علی(ع)  باشد.

       همچنین طبقه سه بودند که با نظریات عملی خود امام خمینی(ره) را درانقلاب و دفاع مقدس یاری کردند؛ اینها هستند که هرچه بگویند ازدل برخواسته است نه تنها از اطلاعات دانشگاهی درفضای کشور. البته نظریات یک گروه خاص ملاک و کارساز نیست. همه حرکت ها همانند حرکت یک مجموعه میکانیکی، به دهها علل وعوامل گونا کون نیاز دارد.

حقیر بیانات رهبر معظم را مرتب مورد توجه قرار داده و رصد می کنم که نظری  فراتر از ایران دارند واندیشه ایشان، اندیشه ای است جهانی  نه محدود درایران. ای کاش این گونه همایش ها، در مناطق محروم و یا درمیان نمایندگانی از مناطق محروم  بر گذار می شد وآنگاه نظریات حوزویان و دانشگاهیان با این نظریات مقایسه می شد تا معلوم شود چه تفاوت هایی وجود دارد. و این جاست که خواهیم دید ترکیب اصولی این دو تا چه حد راه گشا بوده و چگونه ما را زود تر به جایی خواهند رساند که کلید حل همه مشکلات حتی پیچیده  باشد. در دفاع مقدس نتیجه ترکیب افکار، تخصص... ها را دیدیم که جهان را بهت زده کرد.        

 نکات مکمل بحث

       1): عدالت کار بردی: برای کار بردی کردن عدالت که از زمان نظر خواهی برای اجرای طرح، که باید بدانیم ازکجا و چگونه شروع کنیم؛  تنها راه آن این است طبقه سه جامعه  که بی عدالتی و تبعات آن را عملاً تجربه کرده ما را متوجه واقعیت هایی می کند که بدانیم مشکل کجاست و چه کنیم؛ ولی دانشگاهی... از نظر علمی و تئوری عدالت و یا بی عدالتی را تعریف کرده و خبر می دهد. البته دراین جهت که این دو مقوله  متفاوت لازم و ملزوم یکدیگرند ؛ اگر  هر کدام نباشد، سر انجام به آنجا که باید نخواهیم رسید، باید هر دو مورد توجه باشند ولی هرکدام به جای خود که همین خود مصداقی از عدالت به معنی عام آن می باشد، که هر چیزی باید درجای خود قرارگیرد که فعلاً  بیشتر توجه ها؛ معطوف به نظریات حوزوی دانشگاهی است نه درد دیده و درد کشیده ها!؟.

         2): نبعات بی عدالتی: تبعات زاد و ولد های متعدد وگونا گونی هستند که درکوچه و پس کوچه های بی عدالتی سر بیرون می آورند و شناخت دقیق آنها کار هرکس نیست به خصوص اگر نسلی ازآن گذشته و به معضل تبدیل شده باشد. ما وقتی عدالت را به معنی واقعی آن تعریف کنیم، دربسیاری از امور مهم جامعه شاهد بی عدالتی مخرب و تبعات آن خواهیم بود، ازجمله پیدایش طبقات اجتماعی فرا گیر؛ و آن اینکه وقتی عدالت را به این معنا بگیریم که هر چیزی باید به جای خود باشد. به عنوان نمونه ما در قضاوت، در...، در سلامتی، در جایگاه زن...، مشکلات حادی داریم . راه چاره این است که باید برای از بین بردن معلول بسیج شویم نه برعکس، مثل حالا که دست علت را بازگذاشته ایم و منتظرپلیس و دادگاه هستیم با قوه قهریه عدالت را درجامعه حاکم کنیم!؟، ما منتظر می شویم وقتی جرم واقع شد اقدام کرده و بگیریم  و زندان کنیم، از قول مسؤلی شنیده شد زندان  های فعلی گنجایش ندارند و باید به فکر توسعه زندان بود!؟، یعنی به جای پشیگیری ازجرم وجنایت، زندان هارا توسعه می دهیم!؟،آیا درست می گویم یا خیر؟، اگرخیرپس چرا خود مسؤولین اعلام می کنند زندان کم است و نیز زمان آیت الله شاهرودی، رئیس محترم قوه قضائیه، اعلام می شود در فلان سال ده میلیون پرونده تشکیل شده است!؟، و اگر درست می گویم پس چرا بر روی علت ها کار نمی شود؟.

        3): مصداق عینی بی عدالتی: بدون توضیح، از باب نمونه، تبعات بازگذاشتن دست علت ها و تمرکز سرمایه... گذاری، بر روی معلول ها که بد تری مصداق بی عدالتی می باشد، اینکه شاهد، 7000000  دیابتی و300  هزار سرطانی ...، هستیم که جامعه را فرا گرفته، و به جای کار روی امور پشگیری،  بیمارستان می سازیم ، داروی جدید تولید می کنیم و سالی سی هزار سرطانی... راهی گورستان و در سال 300 هزار میلیارد تومان هزینه معاملاتی دارو  می شود و ایران بعد ازچین دومین مصرف کننده دارو درجهان است!؟، نیز ورود بیقید و شرط زن در بازارکارکه جایگزین مردان بیکارشده، که ازیک سو زن را به ابزار کار تبدیل کرده؛ و از سوی دیگر، براثر بیکاری، سه میلیون جوان (پسر) معتاد می شود که نا چار باشیم اردوگاه هایی برای نگهداری معتادان بسازیم، و درکل برای...، میلیارد ها تومان هزینه کنیم . و نیز براثر بی عدالتی در درجلو گیری از مهریه سنگین، ایران درطلاق رتبه چهارم و بقولی رتبه اول طلاق را درجهان  دارد و در سال 1389، شاهد106000، طلاق باشیم، که به قول مخبر، از سال88، بیشتراست !؟، اینهاست که نیاز به کارآسیب شناسی دارد و اولین بار باید به سراغ  علت العلل ها رفت؛ که خود عین عدالت است که هرکاری در جای خود باید انجام شو د.

         4) امور زیر بنایی وعدالت: این دیگر نیاز به توضیح ندارد، اگر بستر و زیربنا درست نباشد رو بنا را هرچند محکم بسازند بی فایده است. خلأ مقوله عدالت درامور زیربنایی خسارت بارترین خلأ ها می باشد، اگر عدالت درامور زیر بنایی رعایت شود، در امور پایین دستی و زیر مجمومعه ها هم قهراً عدالت رعایت خواهد شد؛ ولی درغیراین صورت همین است که شاهدآنیم، یعنی عدالت درامور روبنایی حتی نتیجه معکوس دارد؛ چون خلأ عدالت درامور زیربنایی مانند ساختمانی است که زیرسازی آن مشکل دارد؛ از باب نمونه به جای پیشگری ازجرایم، پلیس... جایگزین شده و لذا دیگر، فعالیت ها به عنوان کار رو بنایی، برای بر طرف کردن مفاسد اجمتاعی کار ساز نیست؛ چون اقدامات درامر پیشگیری که کار زیر بنایی است به پلیس...، محول شده است!؟، و نیز ورورد بیقید و شرط زن در بازارکارکه دریک قلم شاهد 3000000 ، معتاد براثر بی کاری پسران هستیم. و نیز کنترل مهریه که کار زیر بنایی می باشد؛ روی حساب و عدالت نیست، که درنتیجه از یک سو طلاق رو به افزایش است، و ازسوی دیگر گروهی به جهت پرداخت مهریه در زندان به سر می برند. حال شما دراین امر عدالت را به خواهید رعایت کنید، بی نتیجه است. بلکه باید کاری کرد 7000000، دیابتی ...، نباشد ؛ درصورتی هست، مرگ برای بسیاری ازآنها بهتراست، تا درد بکشند و با مرگ تدریجی دست و پنجه نرم کنند. و نیز با وجود شکسته شدن حرمت عفت و تجاوز به ... !؟، دیگر به قول علی (ع) مردن برای کسانی بهتراست. چون دست علل و عوامل مفاسد اجتماعی باز و دست علل وعوامل پیشگری از مفاسد بسته است. ستاد امر به معروف و نهی ازمنکر...، داریم؛ ولی خروجی ها نشان می دهد بر عکس مفاسدی مانند طلا ق،دوست گرایی میان دختر و پسر، رو به فوزنی است!؟

        خلاصه درپی واقعیت هایی هستیم که در جایگاه خود قرارداده نشده  و سیرنمی کنند؛ و به قول معروف عامیانه « استخوان جلو حیوان علف خوار وعلف جلو حیوان گوشت خوار ریخته شده»، نظام خلقت می گوید، عدالت این است که هرچیزی باید در جای خود قرارداشته باشد؛ وگرنه بشردرشرایطی قرارخواهدگرفت که درگیری ها، فساد ها...، درانتظارش خواهند بود؛ هرچند ازآنها گریزان باشد؛ چون راهی را درپیش گرفته که فکرکرده راهی به سوی سعادت و زندگی ایده آل بوده وهمین است و بس!؟؛ به تصوراینکه آزادی بیقید و شرط زن در بازارکار، خدمت واحترام نهادن به شخصیت زن است، ولی دریک قلم به عنوان نمونه، طلاق که هرسال نسبت به سال قبل؛ بالاتر می رود، متأ سفانه، درهرکارگاهی سر می بکشیم ، اکثراً زن هستند!؟، کار فرما ها، می گویند: کارگر زن هم مناسب تراست و هم مانند مرد ها مشکل بیمه... را ندارند. یعنی زن شده ابزارکارکه یکی ازتبعات به ظاهر تحسین برانگیزآن، این است که قبولی دختران درکنکور پزشکی سال 1389، به هفتا درصد  می رسد. اینها درد و نوعی جبر و فشارجو حاکم و ضمیرنا خود آگاه، درجستجوی زندگی بهتراست!؟، نه برتری دختران درکسب علم، که علت آن را به طور مفصل دارم ازجمله دختران دارای شغل هم خوستگاران زیادتری دارند و هم اینکه بهترین خواستگار را برسر راه گزینش همسر می بینند!؟، و این فرهنگ غلط هم درمیان پسران به سرحد یک باید رسیده که باید همسری شاغل داشته باشند و هم درمیان دختران که به صورت جوی حاکم فرا گیردرآمده و نباید های آن از نظرها دورمانده است!؟

       چون این موضوع از طریق وبلاگ بدست عموم می رسد درمورد عدالت به معنی عام آن؛ تکرار می کنم، عدالت به معنی عام آن یعنی هرچیزی درجایی قرارداده شود ودر نظام خلقت نمونه هایی دارد؛ ازجمله اینکه درادبیات وقتی کلمه یا یک حرکتی جا به جا شود معنال جمله ویا کلمه تغییر می کند، مانند( عاَلم، عالِم، مشکلات =شکلات؛ خُرما= خَرما....: بنا براین، وقتی ماشاهد مشکلات لاینحلی هستیم، به جهت این است که هرچیزی درجای خود قرارندارد؛ وقتی شاهد برخی مفاسد اجتماعی هستیم به ورود بیقید وشرط زن در بازارکاربر می گردد. اگر پرونده داد گاه ها، رو به فزونی است؛ به جهت این است که پلیس جایگزین روش های گونا گون پیشگیری ازجرائم شده است.

در مورد انقلاب فرهنگی که منصوب شدن اعضای جدید آن توسط رهبرمعظم انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای دامت برکاته تاریخ 16/3/1390، شنیده شد. شایان ذکر است، خود رهبری، مسؤلانی و نا رضایتی های مردم وکلاً فضای موجودِ خروج ها نشان گراین واقعیت هستند که انقلاب فرهنگی تا ریسدن به مطلوب نه تنها فاصله دارد، بلکه معلوم نیست دارد چه می کند. چون اگرانقلاب فرهنگی به آن جایی که باید رسیده بود ما حتی درکوچک ترین امورکشور نمی نباید با مشلاکلاتی مانند طلاق رو به فزونی، پر شدن زندان ها، فساد روز افزون اجتماعی...، رو به رو باشیم. به نظرحقیرگیرکار چیست و راه حل آن درچند چیز خلاصه می شود که اگرلازم بود  بعداً آنها را توضیح خواهم داد.

 ازیک سوخلأطرح جامع مدون کارشناسی شده و تصویب آن درمجلس شورای اسلامی می باشد، و ازسوی دیگرخلأآسیب شناسی، و عدم تعیین مرز وحدود آن با سایرارگانهای فرهنگی وکلاً عدم هماهنگی لازم میان انقلاب فرهنگی وهر فعالیت دیگری که به نوعی با انقلاب فرهنگی ربط دارد. و راه حل آن، ازخود مطالب ذکرشده، معلوم است؛ ازجمله طرح جامع و مدون آن، بعد ازآسیب شناسی دقیق و نظرخواهی درچند مرحله و سپس تصویب آن درمجلس شورای اسلامی، به گونه ای که نه تنها برای ایران راه گشا باشد، بلکه درسطح بین الملل کار برد عملی داشته باشد؛ چون برگرفته ازاسلام است؛ همان گونه که نامه جاودانه علی(ع) به مالک اشتر، برگرفته ازاسلام است. ما درهرکاری، فکرمان فرا ترازایران پرواز نمی کند؛ تا به توانیم درعمل جهانی حرکت کنیم، ازنظری تئوری وشعارجهانی هستیم؛ ولی از نظرعملی ازچهار دیواری ایران فرا ترنمی رویم وبه علت العللی بر می گردد که باید گفت: ریشه عادات دیرنه ای دارد که خاص ایران می باشد؛ ازجمله  تجمل گرایی وحرکت محصورشده  درقالب جو حاکم!، البته برداشت ما این است چون تاکنون تعریف روشن وجامعی ازانقلاب فرهنگی به گوش ما نرسیده است:

(طرح قانون مند کردن کشور و طرح ایران فرد،ا برای رفع مشکل خلأ عدالت و مانند آن که برای مسؤلان ارسال شده است) { ادامه دارد }

يكشنبه، 8 آبان ماه ، 1390
بازديد:75 بار
عضويت در سایت
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 
ورود به سایت
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .
ارتباط با ما
تلفن تماس : 6631605-0251

صندوق پستی : قم 751-37185

ایمیل : Qom.Najafi@Gmail.com
نظرسنجی
نظر کلی شما درباره سایت چیست؟

عالی
خوب
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 5
نظرات : 0
آمار بازدید